ادامه مبحث بازیگری درس ۹

خرید بک لینک

ادامه فشار جسمانی
در بخش دیگر روشن است که اعمال بیرونی بازیگر با تشنجهای جسمانی فلج گونه و خشک جلوه گر می شود چنان که هرگونه هماهنگی میان اعمال بیرونی و درونی و نیز زیست یگانه ی بازیگر و نقش از میان میرود و سر انجام تماشاگر با بی حوصلگی و بی دلبستگی تنها به حرکات مکانیکی نامفهوم و بی پشتوانه ی وی خیره میشود و احساس اندوه می کند. در اجرای نمایشی بازیگری را به یاد دارم که هر شب پس از چند لحظه بازی هنگامی نفس زنان برای عوض کردن گریمش به اطاق گریم بازمی گشت با احساس خستگی شدید نقش زمین می شد و پاهایش را وارونه به دیوار تکیه میداد. یکبار هم چنین برایم نقل میکرد:

(کار بازیگری بسیار طاقت فرساست زیرا هر شب پس از اجرا وقتی به منزل میرسم از فرط خستگی و ناتوانی گرفتار خواب زودرس میشوم و همچون جسد تا پاسی از فردا درون بستر به سر میبرم...)

چنین رخدادی انگیزه ای شد تا به بازی این بازیگر عبوس با کنجکاوی بیشتر توجه کنم. بزودی دریافتم که او در بازیگری دارای شگرد های ویژه و جذاب! جسمانی است. نخست آنکه همواره سعی دارد با فشار آوردن بر نقاط انحرافی بدنش مانند خمیدگی شانه ها و بر آمدگی شکمش قد و قامتی زیبا و شکیل بسازد و یا با منقبض کردن بخش های دیگر اندامش تماشاگر را از حالت ها و حرکات (موزون) خویش بهره مند سازد. شگفت انگیز تر اینکه پس از چند سال او را در اجرای نقشی دیگر با همان شگرد های همیشگی و تکراری

سرانجام دریافتم که هرگونه ستیزه جویی و زورگویی به ارگانیزم سبب آشفتگی و خستگی و درماندگی دستگاه های درونی و بیرونی تن انسان میشود. یعنی کافی است بازیگر قسمت های گوناگون بدنش را در راستای هدف های زیستی نقش به کار نگیرد تا واکنش های طبیعی آزاد و ناخود آگاه به بازی های اغراق آمیز و قراردادی بیرونی بدل شود. به دیگر سخن حرکت هایی که فاقد هرگونه احساس هیجان و اندیشه ای هست. در این میان در خور درنگ است که بدن انسان در حرکت های گوناگون: از جهش ها و خم و باز شدن اعضای بدن گرفته تا چرخش ها و دور و نزدیک شدن مفصل ها استخوان ها و ماهیچه ها بی گمان از فشار و کش و قوص لازم برخوردار خواهد بود که همین خود پاره ای از طبیعت اُنس یافته و ناخودآگاه ارگانیزم است و بی آن انسان زنده دیگر جاندار نیست. لیکن این نکته را نباید از نظر دور داشت که روی صحنه در انجام هر عمل و حرکتی فقط اندام های لازم به کار بپردازند و اندام های دیگر در رهایی و آرامش کامل به سر برند و وظایف ویژه ی خویش را انجام دهند. به گونه ی نمونه اگر بازیگر در فضای فرضی بسیار سردی قرار گیرد و مشغول خواندن نامه ای شود دیگر چه نیازی است علاوه بر اعضای سرمازده-با توجه به شناختی که از سرمازدگی و نوع تاثیرات آن بر اُرگانیزم داریم-ابروها-چشم ها و عضلات گردن هم منقبض و منجمد شوند؟ به سخن دیگر پیچش بی مورد عضلانی سبب می شود که بازیگر نه تنها به آشفتگی تمرگز دچار شود و نتواند در جریان حقیقی زندگی نقش قرار گیرد بلکه به ناهنجاری های جسمی نظیر پُر چین و شکن شدن عضلات صورت گرفتگی صدا اختلال تنفس لرزش زانوها ناتوانی در حرکت دادن دست ها ضعف عمومی و بسیاری از آسیب ها و تشنج های جسمانی گرفتار آید. به طور مثال در بخشی از دستنوشته های نگارنده میبینم که در اجرای نقش خویش (سروان رُده یکی از پرسناژهای نمایشنامه سه خواهر) نیز گرفتار چنین پیش آمد هایی میشود.

وبلاگ رسمی گروه فرهنگی هنری تهلخار شهرستان لنده

ادامه مبحث بازیگری درس۱۴...

ما را در سایت ادامه مبحث بازیگری درس۱۴ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 3:59

صفحه بندی